پایان ماهی
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 18:08
" می دونی روان شناسا می گن وقتی کسی خودش رو دوست نداشته باشه نمی تونه کس دیگه ای رو هم دوست داشت باشه، اما می دونی چیه، من می گم گور بابای روانشناسا من دوستت دارم پس این بحث لعنتی رو همین جا تموم کن تا بتونم بغلت کنم" سارا فقط نگاه می کرد و چیزی نمی گفت. به نظر نمی رسید اصلا این حرف ها را شنیده باشد...
وقتی رفته باشی...
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 18:08
از دست درخت ها چه کاری بر می آید؟ وقتی رفته باشی، هر قدر هم پاییز شوند تو به یاد هیچ فصل عاشقانه ای نخواهی افتاد. باد چه کاری می تواند بکند؟ تا کجا موهایت را تعقیب کند وقتی هیچ وقت قرار نیست بایستی و به زمزمه دوست داشتنش گوش بدهی شب، چه کار کند؟ چقدر ستاره ها را برق بیاندازد ماه را تزیین کند و آنقدر...
خوب،بد، ضعیف
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 18:08
کسایی که تنهایی رو انتخاب می کنن باید خیلی قوی باشن، من ضعیفم و هر روز ضعیف تر می شم.
بی ربط
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 18:08
رسمی در سرم افتاده که با غم بنشینم و سیگار بکشم. سیگاری نیستم و غم توانایی نشستن ندارد، غم حتی توان این را ندارد که از انتزاع خارج شود و رو به روی من بنشیند تا با او سیگار بکشم. اما راستش حتما می دانی که جهان جای عجیبی است، پس سخت نگیر. ما، آدم فضایی های دنیاهای دیگر، زمین را به گند کشیده ایم. آنقدر...
Don’t ever tell anybody anything. If you do, You start missing everybody
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 0:03
خیابان های تنهایی
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 10:20
باران ببارد تو از همان خیابان عبور کنی با روزمرگی هایت و فکر نان ناگهان اما لحظه ای بایستی و غرق شوی در خاطراتت زمان بگذرد و نفهمی هوا سرد تر شود و نفهمی مانتوی سورمه ایت خیس شود و نفهمی بعد همه چیز را به یاد بیاوری به یاد بیاوری که... چتر را نگاهی می کنی آهی می کشی و باز به راه می افتی، اما آرام تر...
خدا رو شکر
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 14:07
پرنده ای کهکوچیدن بلد نیست زمستان های سختی را پشت سر می گذارد خدا رو شکر تو بلد بودی 1395/08/13
گم شده
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 14:05
دوستان مشهدی و ساکن مشهد یک عدد طلق آفتابی عینک طبی امروز در یکی از تاکسیهای مسیر پلیس راه امام هادی به پارک ملت گم شد که به یک وال کوهان دار بخت برگشته تعلق دارد. در صورتی که آن را یافتید نزد خود نگه دارید تا من در سریع ترین زمان ممکن خود را به شما رسانده و مراتب تشکر خود را تسلیم کنم. ممنان احتمال...
سوسک
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 12:58
یه سوسک بودم. یه سوسک که اسمش گرگور سامسا نبود. سوسک ها موجودات نا مهمی اند. نا مهم یعنی مهم نیستن. میدونم براتون مشخصه اما خوب من زمانی یه سوسک بودم و برام سخته که هر چیزی رو ده بار توضیح ندم. وای اگه بدونید سوسک ها چه موجودات خنگی هستن. باید یه مسئله ساده رو صد بار براشون توضیح بدی تا بفهمن و بره ...
اقیانوسم...
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 12:58
چشمهایت را بستی آغوشهایمان یکی شد چشم هایم را باز کردم و در تو غوطه می خوردم اقیانوسم شده بودی انگار اقیانوسی که تنها یک وال کوهان دار دارد. 1395/8/12
تنهایی
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
تنهایی همه چیز را می بلعد
نقاشی پقاشی
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
یه بار تو عمرم یه چیزی کشیدم حالا باید به عالم و آدم نشونش بدم البته کپی هستش :/ اینستاگرام
فضای کافی
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
کولوسیوم بزرگ بودتا آدمها با خیال راحت یک دیگر را بدرند
به غیر نامت
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
به غیر نامت کی نام دگر ببرم؟
سرد
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
با اسب های زیادی در مسیر رفتنت دویده ام اسب های زیادی از نفس افتاده اند آخرین شیهه را کشیده اند و مرده اند من هنوز به تو نرسیده ام مگر چقدر دور شده ای؟ مگر چقدر باید دور می شدی؟ شاید باید کنار رودخانه ی خروشانی بایستم پیشانی آخرین اسب را ببوسم و خود را به آب بسپارم تا مرا به تو برساند آب سرد است سرد...
کانال تلگرام
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:36
کانال تلگرام زدم وال کوهان دار
نمی فهمی
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:35
یک روز از دوست داشتنت خواهم مرد به خدا که نمی فهمی از دوست داشتن مردن یعنی چه
بعد از فروپاشی
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:35
خسته مثل جاسوس کا گ ب که از ماموریت بازگشته است بعد از فروپاشی کنار مجسمه لنین کیفش را زمین می گذارد و به افق سن پترزبورگ خیره می شود مهدی یکتا 1393/2/10
amazing matthew perry :)
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 23:18
متیو پری در خانه اش یک اتاق را به بتمن اختصاص داده است متیو: من نقاشیا و چیزای مربوط به بتمن رو دوست دارم جیمی: نقاشیای بتمن؟ با اونا چی کار می کنی؟ متیو: شاید برای من زمانش رسیده باشه که اینو بهت بگم و لطفا در این مورد به کس دیگه حرفی نزن جیمی: باشه متیو: من بتمن هستم! * حتی می شد نوبل ادبیات به مت...
رفتن و ماندن
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 5:31
درخت که نمی داند کوچ یعنی چه پرنده است که رنج می کشد بالهایش را باز می کند دل می کند و می رود پرنده که نمی داند زمستان یعنی چه به جاهای گرم تر کوچ می کند درخت است که رنج می کشد برگ می ریزد دل می کند و می ماند