یه سوسک بودم. یه سوسک که اسمش گرگورسامسا نبود. سوسک ها موجودات نا مهمی اند. نا مهم یعنی مهم نیستن. میدونم براتونمشخصه اما خوب من زمانی یه سوسک بودم و برام سخته که هر چیزی رو ده بار توضیح ندم.وای اگه بدونید سوسک ها چه موجودات خنگی هستن. باید یه مسئله ساده رو صد باربراشون توضیح بدی تا بفهمن و بره تو سرشون. حتی از کرمها هم خنگ ترن. می دونم میدونم، منتظر ماجرا هستید. دوست دارید بدونید چی شده که دارید از زبان کسی که ادعامی کنه سوسک بوده یه نوشته رو می خونید. ماجرا اینه، یک روز از خواب بیدار شدم.البته سوسکها نمی خوابن، بهتره بگم یه روز یهو تو یه لحظه دیدم که دیگه سوسکنیستم. شدم یه آدم. یه آدم گوژ پشت با کت و شلوار سیاه بدون کراوات. عجیبه نه؟ آرهخوب عجیبه. هر داستانی که در مورد سوسکها باشه عجیبه البته به جز اونایی که توش یهخانوم جیغ می کشه و میگه: سوسسسسسسسسک و از اون طرف یه مرد با کلی ژست میاد سوسکبیچاره رو می کشه. خوب لا مصب سوسک زدن داره؟ الان خیلی قوی هستی سوسک می کشی؟خلاصه داشتم می گفتم. یه روز کنار یه پیاده رو در حالی که تو هم فشرده شده بودمچشمام رو باز کردم. کلمه ای برای درد آدمی که از سوسک به آدم تبدیل شده و سعی دارهاولین بار دست و پاهاش از توی هم در بیاره وجود نداره. درد وحشتناکیه. حس میکنی کههمه چیزت کنده شده و قراره از هم بپاشه. شما ادما موجودات غیر پیوسته ای هستین کهاین کار رو برای یه تبدیل یافته ی بخت برگشته خیلی سخت می کنه. حالا از تمام اینچیز های بدتر درد تنهاییه. فکر کن یک دفعه خودت رو بین موجوداتی ببینی که تادیروز چشم نداشتن ببیننت و با دمپایی می زدن رو سرت. یهو بیفتی تو دنیای بزرگتریندشمن طبیعیت. یهو بشی خود دشمن طبیعیت. می بینید؟ در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح رو می خوره ومی تراشه. این دردها رو نمی شه به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارندکه این دردهای باورنکردنی رو جزو اتفاقات و پیش امدهای نادر و عجیب بشمارند و اگه کسیبگه یا بنویسه مردم به خاطر عقاید معمولی شان سعی می کنند اون را با لبخند شکاک و مسخره تلقیکنند*
باز تو...
ما را در سایت باز تو دنبال میکنید
برچسب: سوسک,سوسک به انگلیسی,سوسک فاضلاب,سوسک خوردن,سوسک کش امحا,سوسک خانگی,سوسک بالدار,سوسک در خواب,سوسک کش قوی,سوسک کش کامن, نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 12:58