سوسک | بلاگ

سوسک

تعرفه تبلیغات در سایت

یه سوسک بودم. یه سوسک که اسمش گرگور سامسا نبود. سوسک ها موجودات نا مهمی اند. نا مهم یعنی مهم نیستن. میدونم براتون مشخصه اما خوب من زمانی یه سوسک بودم و برام سخته که هر چیزی رو ده بار توضیح ندم. وای اگه بدونید سوسک ها چه موجودات خنگی هستن. باید یه مسئله ساده رو صد بار براشون توضیح بدی تا بفهمن و بره تو سرشون. حتی از کرمها هم خنگ ترن. می دونم می دونم، منتظر ماجرا هستید. دوست دارید بدونید چی شده که دارید از زبان کسی که ادعا می کنه سوسک بوده یه نوشته رو می خونید. ماجرا اینه، یک روز از خواب بیدار شدم. البته سوسکها نمی خوابن، بهتره بگم یه روز یهو تو یه لحظه دیدم که دیگه سوسک نیستم. شدم یه آدم. یه آدم گوژ پشت با کت و شلوار سیاه بدون کراوات. عجیبه نه؟ آره خوب عجیبه. هر داستانی که در مورد سوسکها باشه عجیبه البته به جز اونایی که توش یه خانوم جیغ می کشه و میگه: سوسسسسسسسسک و از اون طرف یه مرد با کلی ژست میاد سوسک بیچاره رو می کشه. خوب لا مصب سوسک زدن داره؟ الان خیلی قوی هستی سوسک می کشی؟ خلاصه داشتم می گفتم. یه روز کنار یه پیاده رو در حالی که تو هم فشرده شده بودم چشمام رو باز کردم. کلمه ای برای درد آدمی که از سوسک به آدم تبدیل شده و سعی داره اولین بار دست و پاهاش از توی هم در بیاره وجود نداره. درد وحشتناکیه. حس میکنی که همه چیزت کنده شده و قراره از هم بپاشه. شما ادما موجودات غیر پیوسته ای هستین که این کار رو برای یه تبدیل یافته ی بخت برگشته خیلی سخت می کنه. حالا از تمام این چیز های بدتر درد تنهاییه. فکر کن یک دفعه خودت رو بین موجوداتی ببینی که تا دیروز چشم نداشتن ببیننت و با دمپایی می زدن رو سرت. یهو بیفتی تو دنیای بزرگترین دشمن طبیعیت. یهو بشی خود دشمن طبیعیت. می بینید؟ در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح رو می خوره و می تراشهاین دردها رو نمی شه به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی رو جزو اتفاقات و پیش امدهای نادر و عجیب بشمارند و اگه کسی بگه یا بنویسه مردم به خاطر عقاید معمولی شان  سعی می کنند اون را با لبخند شکاک و مسخره تلقی کنند*




 

سوسک,سوسک به انگلیسی,سوسک فاضلاب,سوسک خوردن,سوسک کش امحا,سوسک خانگی,سوسک بالدار,سوسک در خواب,سوسک کش قوی,سوسک کش کامن,...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 12:58