باز تو

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

می توانستی دوستم داشته باشی

به نظر ساده می آید، نه؟

می توانستی دوستم داشته باشی

تا من

خوشبخت ترین مرد ِ

این کهکشان مارپیچی باشم

مهدی یکتا

*پی نوشت: باورتان نمی شود که چقدر وال کوهان دار بودن را دوست دارم. آنقدر که می توانم تمام پلانکتون های جهان را یک جا ببلعم.

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 20:19
برچسب‌ها :
دیدی شب نشست به باورمون؟ دیدی غریب موندیم؟ دیدی خسته شدیم و هیچ خسته نباشیدی درد رو از تنمون بیرون نکرد؟ دیدی نشستی هی آسمون ریسمون بافتی هیشکی به هیچ جاش نبود؟ دیدی تنهایی همه ی سوراخ سمبه ها رو پر کرد؟ دیدی جز کلمه چیزی برات نموند؟دیدم. آدمایی که می رن رو دیدم. روزای خستگی رو دیدم. شب رو دیدم. تار
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 16:52
برچسب‌ها :
آنچه بین ما بودمی توانست بیکرانه ی اقیانوس باشد و من تمام آن را طی می کردم می توانست کوهستان باشد و من بر نوک بلند ترین قله ها می ایستادم می توانست بیابان باشد و من در گرم ترین روزها به سوی تو می آمدم اما نه آنچه بین ما بود تو بودی و من هیچ وقت نیاموختم که چگونه بر کسی که به او عشق می ورزم چیره شوم
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 16:52
برچسب‌ها :
گاهی فکر می کنمکه تو از کدام پنجره ی باز پا در خانه ام می گذاری چگونه در چشمانم نگاه می کنی؟ و با چه امیدی دستانت را بر قلبم خواهی کشید؟ می دانی من یخ زده ام مثل سالی که چهار زمستان داشته امید برای من افسانه ای است از دورانی بسیار دور و با هر طلوع خورشید سعی می کنم که غم را از شانه های بتکانم در من
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 19:34
برچسب‌ها :
عزیز من، گمان مبر زمانی که واژه هایم از دوست داشتنت می گویند همه چیز به همین سادگی است. مغز باید دستور بدهد، قلب باید تندتر بتپد، خون در تک تک رگ ها جاری شود، پلک بپرد، چشمها گشاد شوند و آنقدر نفس نفس بزنم تا کلمه ها کنار یکدیگر بنشینند و به دوست داشتنت ختم شود.همه ی ما نقاشیم و همه ی ما بازیگریم و
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
شیاطین در دلت رخنه می کنند. انسانی و راه فراری نیست. کسانی هستند که قلبت را می شکنند، کسانی هستند که به سوی تو شلیک می کنند، کسانی هستند که تو را خواهند کشت.انسان همین است. همین موجود دو پای پر مدعا با شیاطینی که در دلش رخنه کرده اند.دوست داشتن کلمه ی رایج دل نشین دنیای آدم هاست. بسیاری آن را بارها
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
یک روز برایت نامه ای خواهم نوشت. شاید از دوزخ، شاید هم از تاریکترین جای ممکن بعد از اینکه همه چیز تمام شد. نامه ام را با عبارت سلام عزیزم شروع می کنم. می خواهم بدانی که هنوز عزیزم هستی. عزیز کسی بودن که شاخ دم ندارد. لطفا قیافه ات را اینقدر در هم مچاله نکن. عزیز کسی بودن که انتخاب نیست. شاید شانس با
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
- چی شد که یخ زدی آدم برفی؟- اولش کوه بود.کوه پر از غرور بود مغرور شدیم. بعدش جنگل بود. جنگل پر از طراوت بود. مغرور و جوون شدیم. بعدش رود بود. مغرور و جوون سرکش شدیم. بعد دریا، اقیانوس، ماهی ها، امواج.  موج همه چی داشت. غرور کوه رو، طراوت جنگل رو و سرکشی رود رو. بعد از اون آروم گرفتیم.گرم شدیم.بی قر
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
تو فکر می کردی که  وقتی بری من دست می ندازم به اولین طنابی که دم دستم باشه گره می زنمش واز نزدیکترین جا با ارتفاع بالای دو متر و پنجاه سانت خودم رو حلق آویز می کنم تا به دنیا  بگم که ای وای از عشق تو من مردم.تو فکر می کردی که من فراموش می کنم که موهات چقد بلند بودن. که اگه کوتاهشون کنی من نمی فهمم و
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
می دانی انسان موجود ظریفی است. تمامی اش از ظرافت است. دستانش، چشمانش، قلبش. و قلب ها می شکنند. اگر کسی را دوست می داری، اگر کسی را می بوسی، اگر کسی را در آغوش می گیری جوانه ای را در قلبش می کاری که ریشه می دهد و تمام ظرافت او را پر می کند. انسان از تکیه بر خودش غافل می شود و به درختی که در قبلش ریشه
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 2:47
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد