زمانی که هاروکی موراکامی بودم

خرید بک لینک

- یه وقتی می خواستم یه رمانبنویسم که توش یه گوسفند به یه آدم تبدیل میشه و خیلی اتفاقای عجیب و غریب براشمیفته اون موقع خیلی کتاب خون نبودم الانم نیستم ولی چند وقت پیش که در موردهاروکی موراکامی می خوندم فهمیدم تو یکی از کتاباش همچین داستانی رو نوشته اولش خیلیعصبانی شدم که چرا ایده ام رو دزدیده ولی بعدش فهمیدم اون این کتاب رو حتی قبل ازتولد من نوشته و خوب این یکم آرومم کرد البته خوب من هیچ وقت اون کتاب رو نمینوشتم دکتر. خودت می دونی که خسته تر از این حرفام. ولی هر چی بیشتر به این آدمفکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که نکنه تناسخ درست باشه و روح موراکامیالان تو جسم من رفته باشه جالب نیست؟

- جالبه ولی خوب این اقا گمونم هنوززنده باشه

- خوب باشه

- خوب میدونی که تناسخ وقتی اتفاق میفته که یکی بمیره و روح اون در قالب یکموجود دیگه به زندگی بر گرده

- یعنی شما میگی من هاروکی موراکامی نیستم

- خوب با توجه به اطلاعات شناسنامه تون که به منشی من دادین و اینجا جلوی منهمیتونم قطعا بگم که خیر شما هاروکی موراکامی نیستین

- ای بابا حیف شد

- دوست داشتی باشی

- خوب بهتر بود دیگه از اینکه "خودم" باشم هیجان انگیز تره مگه نه؟

- خودت مگه چه عیبی داره

- عیبی که نداره ولی خوب ببین دیگه اوضاعم رو. توی 33 سالگی پدر مادرم آوردنمپیش یه روان شناس

- من روان شناس نیستم

- واقعا؟ پس اینجا کجاست

- میشه گفت من یه مشاورم در واقع هنوز اسم دقیق و استانداردی برای شغل من تعریفنشده. میشه گفت من کسی ام که به هر حال گوش می ده.

- جالبه چیزای استاندارد خیلی خسته کننده ان

- شما استاندارد رو دوست ندارید؟

- نه ولی خوب بیشتر چیزای غیر استاندارد دور من می پلکن

- مثل چی؟

- مثلا خوابایی که می بینم

- خوب چه خوابایی؟

- مثلا خواب جهنم

- خوب این که چیز معمولیه

- آره ولی اونجا سفید بود

- سفید؟ یعنی فکر می کردی باید رنگ دیگهای داشته باشه؟

- آره دیگه پر آتیش باید باشه طبیعتا

- ولی سفید بود؟

- آره

- سفید سفید؟

- مث برف سفید

- خوب چه اتفاقی اونجا میفتاد؟

- خیلی یادم نیست فقط یه رنج بی پایان بود

- کس دیگه ای هم بود

- یادم نیست

- جالبه

- چی جالبه

- تمایلت به نویسنده بودن و اینکه جهنمت یه جایی که سفید سفیده، مثل یه صفحه کاغذ که چیزی توش نوشته نشده. میدونی بزرگترین گناه یه آدم چیه؟

- خوب دقیقا نه

- خوب منم دقیق نمیدونم ولی خوب از نظر من اینه که زمان بگذره و بفهمی که میتونستی چیز بهتری بسازی. از خودت و دنیا دور و برت

- پس یعنی به نظرت داستان گوسفنده رو بنویسم؟

- اگه تو ننویسیش ممکنه کس دیگه ای این کار رو بکنه؟

- نمی دونم شاید

- اگه نوشت شبیه مال تو میشه

- خوب نه طبیعتا فرق باید داشته باشه

- پس داستان خودت رو بنویس. موراکامی خودت باش

- باید این کار رو بکنم

- موفق باشی


باز تو...

ما را در سایت باز تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:35

صفحه بندی