بی ربط | بلاگ

بی ربط

تعرفه تبلیغات در سایت

رسمی در سرم افتاده که با غم بنشینم و سیگار بکشم. سیگاری نیستم و غم توانایی نشستن ندارد، غم حتی توان این را ندارد که از انتزاع خارج شود و رو به روی من بنشیند تا با او سیگار بکشم. اما راستش حتما می دانی که جهان جای عجیبی است، پس سخت نگیر.

ما، آدم فضایی های دنیاهای دیگر، زمین را به گند کشیده ایم. آنقدر آشغال ریخته ایم که حالا توان جمع کردنش را نداریم. اوضاع دیگر از دست ما خارج شد. حالا غم آرام آرام در تمام حفره ها فرو خواهد رفت. تمام کوه ها را فتح خواهد کرد. تمام آسمان را خواهد پوشاند.

باید فرار کرد. از زندان، از شب های بی سپیده، از زنبورهای وحشی، از دشت وقتی که به پایانش نزدیک می شود. نباید ترسید سقوط هم شکلی از پرواز است، جاذبه فقط یک توهم است و برخورد نهایی هم می تواند دوست داشتنی باشد اگر با مرگ در صلح باشی. اگر بدانی که مرگ فقط یک دروازه است.

بی ربط نوشتن را دوست دارم احتمالا شما هم بی ربط خواندن را دوست دارید که به اینجای متن رسیده اید. حالا یک لبخند روی لبتان نشسته اما هیچ سیگاری روی لبهای من نیست. با غم نشسته ام و تقویم را ورق می زنیم. روزها را خط می زنم. مثل یک زندانی در شاوشنگ که منتظر هیئت ژوری است تا این بار ثابت کند سالها زندانی بودن بر روی زمین توانسته او را متنبه کند برای آن گناه نخستین.

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 18:08